یه شعر برای خر خون ها
!
بالاخره بعد از مدتی یه آپ کردم ! اما موضوع این آپ چیه ؟
خوب از اونجا که من با خر خونی و این چیزا خوب نیستم ! سعی کردم حال خر خون ترین بچه ی کلاسمون رو بگیرم ! که خیلی حالش گرفته شد !!!
اما یه توضیحی بدم ! شاید بعداً اینجا یه کمی تغییر کرد و ... !
خوب گفتم یه خر خون توی کلاسمون داریم ! شما می شناسینش ؟
=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=
چه گویم ؟ گفتنی ها درخود نهان است
نهان ها بر تمام ما عیان است
خر زدن هایش بودند یک راز
نخواهم گفت آن ها را من از آغاز
بر کتب میزد او صد نگاه
تا که افتاد اندر قعرچاه
هی چشید در قعر از آن آب شور
لیک خواند درس ها را او زود زود
بود شیرین و عسل اندر کلاس ؟
در خر زدن هم میگذاشت صد ها کلاس
گر در این سایت پاچه خوار آن واین است
در مدرسه هم مهدی این چنین است
حال کل کل ندارد این جفنگ
خسته شد از دستم مهدی کلنگ
کجا رفتی؟هان ای مشنگ *
کارهات بود خیلی گیج ، منگ
اسکی هات بود غیر نهان
ضایع خواهی شد اندر این جهان
یک پیام دارم من مهدی جون
ما که بخیل نیستیم.عین ... بخون
نه عزيزم زندگي چون سكه است
آب انار مي خواهي توی دكه است
گر كه گويي روي آن را اي جوان
من همي پشتش بخوانم آن چنان
مهدی ما کمی خر خون است
چشم ها اندر ورايش حيرون است
مهدی را ميبیني ، می گويد برو
من نخواندم مي رود اين آبرو
ليك اما در خفا او هست عقاب
درس ها را خوانده كرده انقلاب
اين صداي چيست TNT نبود
آخ آري كله ات پر شد ز دود
گر كلنگي باشد اين ابيات من
بهتر است از حرف تو سوخت سخن
آخ....چشمانم بسان مورچه شد
آخرش هم قافيه هام جور نشد
اي جهان ديدي كه بعضي ضايه اند
پس بگو اهل كدامين سایه اند !!
از براي بعضي ها هم اين پيام
" خرخوني هايت نمي آرند دوام"
مهدی جان هي مي خوني مثل ساعت
اين كارا آخر ندارد عاقبت
ليك در آخر بگويم پند را
جفتمان رديم مي داني چرا؟!
چراش رو از یه بچه ها پرسیدم بنویسم یا نه گفت نه ! شرمنده دیگه !
نه برای " چرا؟! " بلکه برای این شعر ضایع که نتونستین بخونین !
به هر حال من که توی شعر استعداد ندارم شما دارین ؟ ( برین بکارین ! ( وزنش بود دیگه ! ) )
فعلا ً خداحافظ تا بعدا ً
لینک ثابت
برچسب ها :
شعر،طنز،خر خونی،مهدی ,
بازدید : 1887
امتیاز : |
|
نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر
مجموع امتیاز : 0 |
|